خرید بک لینک

عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل

نقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل

گر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاست

شهوت آتشگاه جان است و هوا زنار دل

آخر ای 1 1، دیدهای بر خود گمار

صورت حق چند پوشی در پس زنگار دل

این قدر دریاب کاندر خانهٔ خاطر، ملک

نگذرد تا صورت دیو است بر دیوار دل

ملک آزادی نخواهی یافت واستغنای مال

هر دو عالم بندهٔ خود کن به استظهار دل

در نگارستان صورت ترک حظ نفس گیر

تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل

نی تو را از کار گل امکان همت بیش نیسل

با تو ترسم درنگیرد ماجرای کار دل

1ا با کر سخن در علم موسیقی خطاست

گوش جان باید که معلومش کند اسرار دل

برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1402 ساعت: 17:11

صفحه بندی